شش روز از انتخابات ریاست جمهوری ایران می گذرد و در این مدت همه ما به درک و شعور جدیدی از سیاست رسیدیم. تهران، شیراز، اصفهان، تبریز، کرمانشاه و حتی سیرجان با این اعتراضات متحد شدن. اما در این میان سئوالی هست که هر چند ساعت و یا بهتره بگم هر روز چند بار مطرح می شه. اونم اینکه چرا مردم کردستان ساکتن؟ این البته سئوالی بود که من هم مثل خیلی از دوستان از خودم می پرسیدم. اما اکنون که پاسی از شب گذشته و بعداز چند روز استرس تونستم کمی به این مسئله بیاندیشم تونستم نه به پاسخی بلکه به توجیهاتی در اینباره برسم.اما من نه نماینده ملتی یا گروهی هستم که به این سئوال پاسخی داده باشم و نه الاًن در میان مردم کردستان هستم تا بذونم دلیل واقعی سکوتون چیه. فقط به عنوان یک دغدغه اینها رو می نویسم.
مردم کرد در طول سی سال گذشته به طور قابل ملاحظه ای مورد خشونت و ناعدالتی قرار گرفتن. بارها و بارها به خاطر مسائل مختلف به خیابانها ریختن و به همه این تبعیضات اعتراض کردن. از مسائل فرهنگی و اجتماعی گرفته تا سیاسی و ملی. امل بیائیم کمی به مردم کرد برای این عدم واکنش در این برهه از زمان کمی حق بدهیم. در طول این چند سال اخیر در کدام نقطه ایران، کدام گروه از مردم غیر کرد برای حمایت از کردها در مقابل این همه ناعدالتی به خیابانها ریختند؟ یا الله اکبر گفتند؟ بیائیم به عنوان مثال شوان قادری را به یاد بیاوریم که چگونه با وحشیانه ترین روش به قتل رسید. اکثر شهرهای کردستان اعتصاب کردند، به خیابانها ریختند و جلو استانداریها تجمع کردند. اما در کدام نقطه ایران گروهی یا کسانی برای حمایت و یا حتی اینکه بگویند صدای این اعتراضات را شنیده اند عکس العمل جدی نشان دادند؟ البته کسانی بوده اند و یا رسانه هایی که بازتاب داده اند اما اگر روراست باشیم به این دلیل نیوده که از ته قلب مردم کرد را هم وطن دانسته باشند. شاید خیلیها با خود گفته اند مسائل قومی و ملی مختص به کردهاست و بهتر است ما در آن دخالتی نکنیم. اما این را هم بپذیریم که زمانی که حرف از کمپینهای یک میلیون امضایی و جنبش های حق طلبانه به میان می آید زنان کردی که اکنون در زندانها مورد هر نوع خشونتی قرار می گیرند، به این فکر نمی کردند که این مسئله به ما کردها ربطی ندارد. هرچند اگر هم کسی اینطور فکر می کرد در واقع حماقت خود را نشان می داد اما با این اوصاف وقتی در شهرهای کوچک کردستان در مقابل خشونت علیه فرشته ها مردم به خیابانها می ریزند یا زنان و جوانانی که در مرزها کولبری می کنند و یا زمانی که مردم کرد به خاطر بسته شدن مرزها از طرف رژیم بازارها را تعطیل و به خیابانها می ریزند در حالیکه این مسئله تنها مختص به کردها نیست بلکه تمام ملت ایران از این مسائل رنج می برند، در دیگر نقاط ایران و مخصوصاً تهران تنها به انتشار اخبار و بیانیه هایی چند اکتفا می کنند. برای همین هم هست که اکثر جنبشهایی که در کردستان شکل گرفته زود سرکوب می شوند.
اما با همه اینها من موافق سکوت نیستم و البته این را هم بگویم که من دارم از دیدگاه یک فرد عادی می نویسم نه یک سیاستمدار یا رهبر اپوزیسیون.
شاید اگر من یک فرد سیاسی بودم به گونه دیگری غیر از این فکر می کردم و تاکنون واکنشی از خود و گروه اپوزسیونم نشان داده بودم. با این وجود من این حرکات داخل ایران را همچنان می ستایم و الآن می فهمم افتخار کردن به اینکه من یک ایرانی هستم یعنی چه. الآن می فهمم که اصلاً مهم نیست که فرهنگ2500 ساله یا 10 هزار ساله داری یا نه، بلکه مهم این حرکت دموکراتیکی است که هموطنانم در ایران بدون هیچ هراسی شروع کرده اند و من در اینجا با افتخار سرم را بلند می کنم و به دوستان غیر ایرانیم می گویم ببینید مردم من نمی پذیرند کسی به آنها ظلم کند و به شعور آنها توهین کند واینجاست که قوت قلب می گیرم و امیدوار به آینده مملکتم.
امروز دوستی از بوکان به صدای امریکا زنگ زد و گفت ما به خاطر کوچکی شهرمان و اینکه اگر تجمعی کنیم زود سرکوب می شویم به شهرهای بزرکتر می رویم تا در این تجمعات مشارکت نماییم. اما واقعیت این است که اگر این اعتراضات نتیجه مثبت دهد کسی ایشان و یا امثال این دوست عزیز را به عنوان نماینده کردها در زمان اعتراض نمی پذیرد. ایشان به عنوان یک هموطن ایرانی وظیفه خود را انجام داده اند. و اینجاست که اگر در این شرایط حساس اپوزسیونهای کردستان با اتحاد کامل حمایت خود را اعلام ننمایند در آینده و در صورت پیروزی مردم و فراهم شدن شرایطی که بتوان در آن مطالبات را مطرح و خواستار مشارکت شد، شاید به سختی بتوان این را پذیرفت که کردها در مدت کوتاهی به خواسته و مطالباتشان برسند. هرچند شاید این هم دوباره ناشی از حاکمیت سیستمی غیر دموکراتیک باشد اما من خود به نوعی این حق را به طرف مقابل می دهم و حق این پرسش را هم که آنزمان که ما اعتراض می کردیم و مبارزه میکردیم و کشته می دادیم شما کجا بودید؟ اما دنیای سیاست دنیای پیچیده ای ست و کسی چه می داند که آیا همیشه تاریخ تکرار می شود یا استثناء هم وجود دارد؟